سیدمحمود مشکات قهرمان مسابقات پرورش اندام کشور است
یکی از راههای حفظ سلامتی ورزشکردن است خیلیها با نیم ساعت ورزش روزانه نیرو و آمادگی جسمانی برای انجام کارهای روزانه خود را به دست میآورند، در کنار این افراد که ورزش را بهصورت غیرحرفهای و تنها برای سلامتی جسم خود انجام میدهند، کسانی نیز وجود دارند که بهدنبال ورزش حرفهای هستند و علاوهبر تقویت نیروی جسمانی و سلامتی خود این نیرو را درجهت خدمت به خانواده و محله به کار میبرند. امروز به دیدن یکی از این ورزشکاران میرویم که در کنار پرورش نیروی جسمانی به تقویت نیروهای معنوی و روحی نیز پرداخته است.
عاشق ورزشهای رزمی بودم
سیدمحمود مشکات متولد سال ۱۳۵۸ مشهد است. او از دوران کودکی علاقه وافری به ورزش بهویژه ورزشهای رزمی داشته است و همین علاقه باعث شد که او از سنین کودکی بهصورت حرفهای وارد ورزش شود، ورزشی که تا امروز نیز ادامه دارد.
مشکات با مرور خاطرات کودکی میگوید: در سالهای کودکی من ورزشهای رزمی مانند کاراته و تکواندو و... بهتازگی رایج شده بود و، چون بیشتر تمرینهای ورزشهای رزمی شبیه به زدوخورد و مشت و لگدزدن بود و باعث به هیجانآمدن ورزشکار میشد، نوجوانان و حتی کودکان زیادی جذب این ورزشها میشدند.
البته انجام برخی حرکات نمایشی توسط استادان این ورزشها نیز در بهوجودآمدن این علاقه بیتاثیر نبود، معمولا مربیان ورزشهای رزمی با انجام برخی حرکات مانند: شکستن چوب، سنگ و... درنظر شاگردان به افرادی خارقالعاده و قهرمان تبدیل شده بودند.
من نیز وقتی برای اولینبار چنین حرکات نمایشی را میدیدم از تعجب دهانم باز میماند و آرزو میکردم که کاش من هم دارای چنین قدرتی بودم، بههمین دلیل وارد ورزش تکواندو شدم، بعد از چند ماه که حسابی تمرین کرده بودم، یک روز احساس کردم که خیلی ورزیده و قوی شدهام و حالا میتوانم شبیه استادم چوب و سنگ و... را بشکنم.
تقلیدی که ناممکن شد
مشکات در ادامه میگوید: بعد از بهوجودآمدن این احساس قدرت و نیروی کاذب یک روز با یکی از دوستانم قرار گذاشتیم که زودتر به باشگاه برویم و تمرین شکستن چوب با کمر را انجام بدهیم.
قویبودن چندان مهم نیست تو باید روحت را قوی کنی، قویبودن روح مهم است
روز بعد من و دوستم وارد باشگاه شدیم، من لباس مخصوص کاراته را به تنکردم و با حالتی محکم ایستادم و دستها را به کمر زدم، از دوستم خواستم که محکم با چوبی که شبیه دسته بیل بود به کمر من بزند، دوستم کمی ترسیده بود، اما من اصرار کردم که چوب را بزند.
او هم چوب را با قدرت بالابرد و به کمر من زد، ناگهان درد شدیدی در کمرم احساس کردم و به زمین افتادم، دوستم که ترسیده بود بهدنبال مربی که خانهاش در همان نزدیکی بود، رفت. بعد از چند دقیقه مربی آمد و من را پیش پزشک بردند، دکتر در هنگام معالجه به من گفت: خدا رحم کرده است اگر چوب را محکمتر زده بود، کلیههایت را از دست داده بودی.
دکتر در ادامه به من گفت: چرا اینکار را کردی؟ من هم گفتم: میخواستم ببینم چقدر قوی شدهام، بهاندازه استادم قوی هستم. دکتر خندید و گفت: قویبودن چندان مهم نیست تو باید روحت را قوی کنی، قویبودن روح مهم است.
اگر توانستی خشمت را کنترل کنی، گذشت کنی و مهربان باشی، قهرمان و پهلوان هستی. حرفهای دکتر روی من تاثیر زیادی گذاشت و سعیکردم در کنار تقویت جسمانی به تقویت روحم نیز بپردازم، بههمیندلیل از همان ابتدا تلاش کردم که روحیه پهلوانی داشته باشم تا قهرمانی.
ورود به باشگاه علی تبریزی
سیدمحمود مشکات بعد از این ماجرا ورزش کاراته را کنار میگذارد و در ادامه راه ورزشی خود به ورزش پرورشاندام روی میآورد. او درباره این موضوع میگوید: زمانیکه ورزش کاراته را کنار گذاشتم ۱۶ ساله بودم بهدلیل همین علاقه به ورزش در رشته تربیتبدنی نیز تحصیل میکردم و توانستم دیپلم تربیتبدنی را نیز بگیرم.
در آن زمان تنها یک باشگاه پرورشاندام در محله ما وجود داشت که مدیر آن آقایان علی و حسن تبریزی بودند. من زیرنظر این دو مربی تمرینات خود را آغاز کردم و از تجربیات برادران تبریزی در زمینه ورزش نهایت استفاده را کردم.
من یکی از کنجکاوترین شاگردان علی تبریزی بودم و کوچکترین جزئیات را از او میپرسیدم، تعطیلی و شب و روز هم نداشت.
استاد تبریزی نیز با خونسردی تمام و از طریق استدلالهای علمی و پزشکی سوالات من را جواب میداد و هیچگاه پیش نیامد که از جوابدادن به سوالات من خسته شود یا طفره برود البته او بعدها به من گفت: اگر کس دیگری این همه مزاحم من میشد و به من زنگ میزد، جوابش را نمیدادم، اما چون علاقه تو به ورزشکردن علمی و اصولی را دیدهام تا جایی که بتوانم کمکت میکنم، اگر در مسئلهای گیرکردی به من مراجعهکن تا پاسخت را بدهم.
علاوهبر برادران تبریزی، سهراب سرابی نیز یکی دیگر از مربیان من در پرورشاندام بود که در دوران شاگردی نزد ایشان، بسیاری از رسوم جوانمردی و پهلوانی را آموختم.
اولین قهرمانی مسابقات
مشکات با یادآوری اولین سابقه حضورش در مسابقات میگوید: مدتی از تمرینات حرفهای من در باشگاه میگذشت که یک روز مربی باشگاه همه شاگردان را جمع کرد و گفت: یک ماه دیگر مسابقات پرورشاندام استان برگزار میشود، من میخواهم چند نفر از شماها را برای شرکت در مسابقات پرورشاندام استان انتخاب کنم.
روز بعد که به باشگاه آمدم اسم خودم را در فهرست افرادی که باید در مسابقات استانی شرکت میکردند، مشاهده کردم. خیلی تعجب کردم به دیدن مربی باشگاه رفتم و به او گفتم: من تا بهحال در هیچ مسابقهای شرکت نکردهام، چگونه میتوانم بدون مقدمه و بهطور ناگهانی در مسابقات پرورشاندام استان شرکت کنم.
مربی با لبخند به من گفت: نگران نباش میدانم که تو موفق میشوی از فردا با همدیگر تمرین میکنیم. روز بعد من و مربی بهصورت تمام وقت و حتی تا ساعاتی از شب را به تمرینکردن میگذراندیم، تمرینات خیلی سنگین و سخت بود، شبها که به خانه میرفتم مثل جنازه میافتادم.
سرانجام روز مسابقه فرا رسید، همه شرکتکنندهها حداقل دارای یک مقام و رتبه ورزشی بودند، حتی برخی نیز دارای مقامهای کشوری بودند. مسابقات شروع شد و من با توسل و توکل پا به میدان گذاشتم، در چند مسابقه حریفان خود را مغلوب کردم و سرانجام نیز با مغلوبکردن حریف خود در مرحله نهایی مقام اول وزن ۶۵کیلو را به دست آوردم و درمجموع نیز بهدلیل امتیازات زیادی که بهدست آورده بودم، علاوهبر مقام اولی بهعنوان ستاره مسابقات استان نیز معرفی شدم.
من با کسب این پیروزی فهمیدم که اگر به چیزی ایمان داشته باشی حتما به آن دست پیدا خواهی کرد، من اولین کسی بودم که در اولین حضورم در مسابقات استانی، ستاره مسابقات پرورشاندام شده بودم، درحالیکه قبل از آن گمنام و بدون هیچ مقامی بودم، این موضوع حتی باعث تعجب رئیس فدراسیون پرورشاندام استان نیز شده بود.
این پیروزی باعث تقویت انگیزه و روحیه در من شد و من سال بعد نیز در مسابقات پرورشاندام استان توانستم رتبه اول وزن ۶۵ کیلو و عنوان ستاره مسابقات را به دست آورم.
کسب مقام قهرمانی کشور
بعد از کسب دو دوره قهرمانی پرورشاندام استان، محمود مشکات خود را برای مسابقات کشوری آماده میکند و در اولین حضورش در مسابقات کشوری مقام اول را بهدست میآورد.
مشکات با یادآوری آن روزها میگوید: بعد از آنکه قهرمانی مسابقات استانی را به دستآوردم نام من بهعنوان یکی از شرکتکنندگان در مسابقات کشوری مطرح شد و من خودم را برای مسابقات کشوری که قرار بود دو ماه دیگر در بندرعباس برگزارشود، آماده کردم.
من در آن روزها با روحیه قوی و سختکوشی زیاد تمرینات را انجام میدادم و به بهترین حد آمادگی جسمانی رسیده بودم. در مسابقات کشوری تیمهای همه استانهای کشور حضور داشتند، قدرترین آنها تیم پرورشاندام تهران بود، بیشتر اعضای این تیم جزو ستارههای پرورشاندام ایران و جهان بودند بههمین دلیل بیشتر تمرکزمان را روی مبارزه با تیم تهران گذاشته بودیم.
تیمهای دیگر استانها نیز این موضوع را فهمیده بودند و با خنده این موضوع را مطرح میکردند، حتی یکدفعه یکی از مربیان و ستارههای تیم تهران گفته بود اگر تیم خراسان رضوی یک مقام سومی هم بیاورد، من این ورزش را کنار میگذارم. این حرف باعث شد که ما بیشتر به فکر برندهشدن باشیم.
شب قبل از مسابقه برای افزایش روحیه بچهها، یک مراسم دعا برگزار کردیم و همه بچهها به حضرت ابوالفضل (ع) و امام حسین (ع) متوسل شدند و از آنها کمک خواستند. روز بعد تیم ما با روحیهای شاد و آماده وارد میدان مسابقه شد.
در چند مسابقهای که برگزارشد، بچهها توانستند همه رقبا را شکست بدهند و به مرحله فینال برسند، من هم یکی از فینالیها بودم، اتفاقا حریف من در مرحله نهایی یک تهرانی بود او از کسانی بود که گفته بود اگر استان خراسان رضوی یک مقام بیاورد، من ورزش را کنار میگذارم.
مسابقه که شروع شد من همه آیتمهای مسابقه را انجام دادم، اما او نتوانست یکی از آیتمها را انجام دهد به این ترتیب من برنده شدم، علاوهبر من تعداد دیگری از بچههای گروه نیز مقام اول کشوری را به دستآوردند و درمجموع امتیازات نیز تیم استان خراسانرضوی بهعنوان تیماول کشور انتخاب شد.
با کسب این قهرمانی، تعدادی از ورزشکاران رقیب (تیم تهران) به دیدن ما آمدند و از ما به خاطر حرفهایی که گفته بودند، عذرخواهی کردند. تیم استان خراسان سال بعد هم در مسابقات کشوری پرورشاندام که در ساری برگزار شد، بیشترین مقام را آورد و بهعنوان ستاره مسابقات انتخاب شد و امروز نیز مشهد پرافتخارترین تیم پرورشاندام کشور را دارد و تنها تیم تهران را میتوان با آن مقایسه کرد.
همیشه توسل و توکل دارم
سیدمحمود مشکات که تاکنون چند رتبه کشوری و استانی را به دست آورده است، دلیل اصلی موفقیتهای خود را توسل به ائمه و یاری از آنان میداند. او بهویژه به حضرت ابوالفضل (ع) و امام حسین (ع) اعتقاد خاصی دارد و با شور و حال خاصی در مراسم عزاداری ماه محرم شرکت میکند.
او با تایید این موضوع میگوید: در دوران کودکی که دستههای سینهزنی با علمهای سیاه به طرف حرم مطهر امام رضا (ع) میرفتند من نیز با پای پیاده بهدنبال آنها حرکت میکردم و حتی در شبهای محرم در مسجد محله کارهای مختلفی مانند: شستن استکانها و آوردن چای برای عزاداران را انجام میدادم، هرچه بزرگتر میشدم این رابطه نیز محکمتر میشد، امروز نیز علاوهبر شرکت در مراسم عزاداری، علمکشی هیئت محله را نیز انجام میدهم.
هر چیزی که تا امروز به دست آوردهام از زیر این علم حسینی بوده است. از آنجایی که ما افتخار همسایگی با امام رضا (ع) را نیز داریم، همیشه قبل از آنکه برای مسابقات بروم به حرم امام رضا (ع) میرفتم و بعد از خواندن زیارتنامه و نماز، از ایشان میخواستم که به من کمک کند و نگذارد پیش همشهریهایم شرمنده شوم.
بیتوجهی مسئولان به پرورشاندام
مشکات در پایان با گلایه از حمایتنکردن مسئولان ورزشی استان میگوید: پرورشاندام یک ورزش پایه و مادر است و هرکسی که بخواهد در هر رشتهای وارد شود، مجبور است برای تقویت قوای جسمانی و آمادگی بدن پرورشاندام را نیز باید انجام دهد.
کسی که ورزش پرورشاندام را انجام ندهد، در هیچ ورزشی پیشرفت نخواهد کرد. مسئولان ورزش کشور اگر میخواهند که ورزشکاران آینده ما (کودکان امروز) افرادی قوی و ورزیده باشند، باید از ورزش پرورشاندام حمایت کنند.
این ورزش باید در برنامه ورزشی مدارس و دبیرستانها گنجانده شود، اما متاسفانه مسئولان هیچگونه حمایتی از این ورزش ندارند. حتی یک سالن ورزشی پرورشاندام وجود ندارد که جوانها در آن تمرین کنند.
فدراسیون پرورشاندام استان نیز از ورزشکاران هیچگونه حمایت مالی و معنوی نمیکند، بسیاری از ورزشکاران نیز بهدلیل هزینههای زیاد و نبود اسپانسر از این ورزش کنار کشیدهاند درحالیکه اگر از آنها حمایت شود، میتوانند افتخارات زیادی را برای شهرمان بهدست آورند.
او با ذکر خاطرهای درباره این نبود حمایت مسئولان میگوید: سال ۱۳۸۷ من و آقای مسعود نیکنام با هزینه شخصی خود برای شرکت در مسابقات جهانی پرورشاندام به دبی رفته بودیم. در این مسابقات ورزشکاران ۳۶ کشور جهان حضور داشتند.
مسعود نیکنام با مغلوبکردن چند حریف توانست به مرحله نهایی مسابقات برسد، اما مسئولان مسابقات زمانی که فهمیدند ما بدون سرپرست و هیئت آمدهایم، حق ما را به دیگری دادند و نام ما را از فهرست ورزشکاران خارج کردند. ما نیز هرچه اعتراض کردیم، نتیجهای نگرفتیم.
تشکر از حمایتهای همسرم
سیدمحمود مشکات درخاتمه با تشکر از حمایتهای بیدریغ همسرش میگوید: یکی از کسانی که برای موفقیت من تلاش زیادی کرده است و با کمبودها و بداخلاقیهای من ساخته، همسرعزیزم است. من بهدلیل فشار روحی و کاری بارها باعث ناراحتی و آزار او شدهام، اما او با بزرگواری من را تحمل کرده است از او تشکر میکنم و از او میخواهم که همیشه در کنار من بماند.
* این گزارش چهارشنبه، ۳۰ مهر ۹۳ در شماره ۱۲۲ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.

